اخبار روز

به روزترین خبر ها

اخبار روز

به روزترین خبر ها

تهدید وجودی ترامپ علیه متحدان؛ استراتژی دلجویی‌ شاه و ژنرال کارساز می‌شود؟

اکوایران: رهبران جهان متوجه شده‌اند که چاپلوسی از ترامپ معمولاً به آن‌ها کمک می‌کند تا به خواسته‌هایشان برسند. ملک عبدالله نیز ظاهراً همین تاکتیک را به کار گرفته است.

تهدید وجودی ترامپ علیه متحدان؛ استراتژی دلجویی‌ شاه و ژنرال کارساز می‌شود؟
به گزارش اکوایران، اردن و مصر در حالی که خود را در تیررس دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده می‌بینند، با سرعت و با چشم‌اندازی نامشخص از موفقیت، تلاش می‌کنند او را از مجبور کردن آن‌ها به پذیرش فلسطینیان از نوار غزه منصرف کنند.

به نظر می‌رسد این دو دولت عربی که پیشنهاد ترامپ برای اسکان دو میلیون فلسطینی را تهدیدی وجودی می‌دانند، استراتژی دلجویی از رئیس‌جمهور آمریکا با پیشنهادهایی برای همکاری در بازسازی غزه، برقراری توافق در منطقه و گسترش کمک‌های بشردوستانه را در پیش گرفته‌اند. تحلیلگران می‌گویند که این رویکرد ممکن است برای آن‌ها زمان بخرد، شاید به اندازه‌ای که ترامپ این ایده را بیش از حد پیچیده بداند یا به معایب راهبردی و امنیتی بی‌ثبات کردن دو متحد نزدیک آمریکا در منطقه پی ببرد.

بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز، ملک عبدالله پادشاه اردن، در دیدار با ترامپ در دفتر بیضی کاخ سفید روز سه‌شنبه، لحنی آشتی‌جویانه اتخاذ کرد و به رئیس‌جمهور آمریکا گفت که کشورش دو هزار کودک فلسطینی مبتلا به سرطان و سایر بیماری‌ها را از غزه خواهد پذیرفت. اما او در عین حال، هیچ عقب‌نشینی‌ای در مورد اسکان دادن بیشتر فلسطینیان نشان نداد و بعداً در بیانیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی، مخالفت قاطع اردن را با این طرح تکرار کرد.

اردن مدت‌هاست که برخی بیماران سرطانی از غزه را درمان می‌کند، بنابراین این پیشنهاد بیشتر یک اقدام نمادین بود تا یک امتیاز واقعی. با این حال، ترامپ آن را «حرکتی زیبا» توصیف کرد.

رهبران دیگر جهان متوجه شده‌اند که چاپلوسی از ترامپ معمولاً به آن‌ها کمک می‌کند تا به خواسته‌هایشان برسند. ملک عبدالله نیز ظاهراً همین تاکتیک را به کار گرفت و در دیدار روز سه‌شنبه خود با ترامپ، او را «شخصی که می‌تواند ما را به خط پایان برساند و ثبات، صلح و رفاه را به خاورمیانه بیاورد» توصیف کرد.

حتی زمانی که پادشاه اردن در بیانیه‌ای پس از این دیدار، به روشنی با جابجایی اجباری فلسطینیان مخالفت کرد، همچنان بر نقش کلیدی ایالات متحده در این روند تأکید داشت. او در پست خود نوشت: «دستیابی به صلحی عادلانه بر اساس راه‌حل دو دولتی، تنها راه تضمین ثبات منطقه‌ای است. این امر مستلزم رهبری ایالات متحده است.»

آمریکا اردن

مصر نیز روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که مایل است با ترامپ همکاری کند تا به «صلحی جامع و عادلانه در منطقه از طریق دستیابی به یک راه‌حل عادلانه برای مسئله فلسطین» برسد.

اما این بیانیه هیچ اشاره‌ای به پذیرش طرح ترامپ نکرد و بر موضع همیشگی مصر مبنی بر اینکه صلح تنها از طریق اعطای حق حاکمیت به فلسطینیان ممکن است، تأکید کرد. فلسطینیان و بسیاری از کشورهای عربی، جابجایی اجباری فلسطینیان از غزه را نه تنها «پاکسازی قومی» و «جنایت جنگی» می‌دانند که برخلاف قوانین بین‌المللی است، بلکه آن را پایان نهایی آرزوی دیرینه آن‌ها برای تشکیل یک کشور فلسطینی تلقی می‌کنند.

در عوض، مصر تلاش کرد که طرح جایگزینی را به ترامپ پیشنهاد دهد و در بیانیه خود گفت که قصد دارد «چشم‌اندازی جامع برای بازسازی نوار غزه ارائه دهد، به گونه‌ای که مردم فلسطین در سرزمین خود باقی بمانند.»

تشکیلات خودگردان فلسطین نیز روز چهارشنبه طرح خود را برای کمک به بازسازی غزه ارائه کرد.

در روزهای اخیر، با افزایش نگرانی‌ها در قاهره درباره پیشنهاد دونالد ترامپ، مقامات مصری بر آمادگی این کشور برای کمک به بازسازی غزه تأکید کرده‌اند، همان‌طور که پس از درگیری‌های قبلی نیز چنین کرده بودند. مصر یک گذرگاه مرزی حیاتی با غزه دارد که آن را به بازیگری کلیدی در این بحران تبدیل می‌کند.

یک سرمایه‌دار املاک مصری، هشام طلعت مصطفی، که مانند ترامپ زنجیره‌ای از املاک مسکونی و هتل‌ها را توسعه داده است، روز یکشنبه در یک برنامه خبری شبانه ظاهر شد تا یک پیشنهاد ۲۰ میلیارد دلاری برای ساخت ۲۰۰۰۰۰ واحد مسکونی در غزه را مطرح کند. این اقدام شبیه تلاشی برای صحبت کردن با ترامپ از زاویه یک تاجر با یک تاجر بود.

اما مصطفی، که به عبدالفتاح السیسی رئیس‌جمهور مصر نزدیک است، تأکید کرد که بازسازی غزه را بدون جابه‌جایی فلسطینیان از این منطقه در نظر دارد.

در جریان دیدار روز سه‌شنبه، ملک عبدالله نیز چندین بار به نیاز به مشورت با مصر و سایر کشورهای عربی قبل از پاسخ به پیشنهاد ترامپ اشاره کرد. او از نشستی آتی در ریاض با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، نام برد. مصر همچنین خواستار برگزاری نشست سران کشورهای عربی در قاهره در تاریخ ۲۷ فوریه برای بررسی این موضوع شده است.

با وجود مخالفت‌های اردن و مصر، ترامپ همچنان به هسته اصلی پیشنهاد خود پایبند به نظر می‌رسد، پیشنهادی که کاملاً غیرمنتظره بوده و شامل این است که ایالات متحده کنترل غزه را در اختیار بگیرد و آن را به بت فوروارد یک «ریویرا» برای گردشگری و اشتغال تبدیل کند.

در دیدار روز سه‌شنبه با ملک عبدالله و پسرش، ولیعهد حسین، ترامپ گفت: «ما غزه را خواهیم داشت» و «آن را می‌گیریم.»

با این حال، ترامپ به نظر می‌رسد که لحنی نرم‌تر نسبت به تهدید قبلی خود مبنی بر قطع کمک‌های مالی به اردن و مصر اتخاذ کرده باشد. این دو کشور از بزرگ‌ترین دریافت‌کنندگان کمک‌های آمریکا هستند.

او همچنین اشاره کرد کشورهای دیگری را نیز مد نظر دارد که ممکن است مایل به پذیرش فلسطینیان غزه باشند. او گفت: «ما کشورهای دیگری داریم که می‌خواهند درگیر این مسئله شوند.» وقتی یک خبرنگار از او پرسید که آیا دو کشور مورد نظر آلبانی و اندونزی هستند، ترامپ پاسخ داد: «بله، حتماً.» (رهبران هر دو کشور چنین احتمالی را کاملاً رد کرده‌اند.)

کارشناسان خاورمیانه می‌گویند که ترامپ ظاهراً محاسبات پیشین ایالات متحده درباره اهمیت ثبات در مصر و اردن را نادیده می‌گیرد. این دو کشور همسایه عرب اسرائیل هستند که سال‌ها پیش با اسرائیل صلح کرده‌اند و در زمینه‌های امنیتی با آمریکا همکاری نزدیکی دارند.

برایان کاتولیس، پژوهشگر ارشد در مؤسسه خاورمیانه که بر مصر، اسرائیل، اردن و فلسطینیان تمرکز دارد، می‌گوید: «نحوه صحبت ترامپ درباره این روابط، طوری است که انگار این کشورها فقط دریافت‌کننده کمک هستند و ما چیزی از آن‌ها به دست نمی‌آوریم.»

در واقع، بسیاری از مدافعان حقوق بشر و منتقدان مصر این سوال را مطرح کرده‌اند که سرمایه‌گذاری آمریکا در مصر تا چه حد عاقلانه است. آن‌ها استدلال می‌کنند که این حمایت رژیمی سرکوبگر را تقویت می‌کند که اغلب برخلاف منافع ایالات متحده عمل می‌کند. با این حال، تحلیلگران می‌گویند که همکاری مصر و به‌ویژه اردن در مسائل امنیتی منطقه‌ای، برای آمریکا ارزشمند بوده است.

مصر که سالانه ۱.۳ میلیارد دلار کمک نظامی از ایالات متحده دریافت می‌کند و دومین دریافت‌کننده بزرگ این کمک‌ها پس از اسرائیل است با آمریکا در مبارزه با تروریسم همکاری کرده است.

اردن نیز دروازه ورود آمریکا به خاورمیانه بوده و یک پایگاه نظامی ایالات متحده و یک ایستگاه بزرگ سازمان سیا (CIA) را در خود جای داده است. همچنین به‌عنوان مرکز دیپلماتیک منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرده است. مانند مصر، پادشاهی اردن نیز اسلام‌گرایی افراطی را تهدیدی جدی می‌داند و از آمریکا در مبارزه با القاعده و سپس داعش حمایت کرده است.

سال گذشته، زمانی که جمهوری اسلامی ایران اسرائیل را با موشک‌ها و پهپادها هدف قرار داد، اردن نیز در سرنگونی برخی از آن‌ها نقش داشت. برایان کاتولیس گفت: «اردن کاملاً همگام با آمریکا بوده است.»

اردن و مصر در گذشته پناهجویان فلسطینی را پس از جنگ ۱۹۴۸ و تاسیس رژیم اسرائیل پذیرفتند. مصر اکنون حداقل ۱۰۰۰۰۰ فلسطینی را که برای درمان پزشکی و سایر نیازها از غزه فرار کرده‌اند، در خود جای داده است.

اما تحلیلگران می‌گویند که هر دو کشور ترجیح می‌دهند کمک‌های آمریکا را از دست بدهند تا اینکه با پذیرش فلسطینیان، مردم خود را علیه خود بشورانند و متهم به همدستی در «پاکسازی قوم» غزه شوند.

برای اردن، پذیرش تعداد زیادی فلسطینی که مجبور به ترک غزه شده‌اند، غیرقابل قبول است زیرا می‌تواند شکاف موجود بین شهروندان فلسطینی‌تبار و غیر فلسطینی‌تبار را عمیق‌تر کند و ثبات پادشاهی را به خطر بیندازد. بیش از نیمی از ۱۲ میلیون شهروند اردن از تبار فلسطینی هستند.

اردن در حال حاضر میزبان حدود ۷۰۰۰۰۰ پناهنده است، از جمله سوری‌ها، عراقی‌ها و فلسطینی‌ها. این جمعیت عمدتاً فقیر، منابع محدود کشور کوچک اردن را تحت فشار شدیدی قرار داده است.

پیشنهاد ترامپ همچنین ترس از اینکه اسرائیل در مرحله بعدی فلسطینیان کرانه باختری را به اردن تبعید کند، افزایش داده است؛ هدف دیرینه راست‌گرایان افراطی اسرائیل.

احمد ابوالغیط، دبیرکل اتحادیه عرب، روز چهارشنبه به این نگرانی‌ها اشاره کرد و گفت: «امروز تمرکز بر غزه است، اما فردا بر کرانه باختری با هدف خالی کردن فلسطین تاریخی از مردم بومی آن خواهد بود، که امری غیرقابل قبول است.»

مصر نیز اسکان مجدد فلسطینیان در خاک خود را یک تهدید امنیتی جدی می‌داند. مقامات مصری هشدار داده‌اند که فلسطینیان آواره ممکن است از خاک مصر علیه اسرائیل حملات انجام دهند، که این امر می‌تواند حمله نظامی اسرائیل به مصر را در پی داشته باشد.

عکسی جدید از پسر بشار اسد در مسکو

حافظ بشار اسد، پسر رئیس جمهوری مخلوع سوریه ویدیویی از خود را در یکی از خیابان‌های مرکزی مسکو در تلگرام و توییتر منتشر کرد.

عکسی جدید از پسر بشار اسد در مسکو
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
این اولین تصویر یکی از اعضای خانواده بشار اسد است که پس از سقوط رژیم اسد در آذرماه و فرار به روسیه منتشر می‌شود.

او در این ویدیو می‌گوید که تنها یک حساب در شبکه‌های اجتماعی اکس و تلگرام دارد.

شبکه اسکای‌نیوز عربی با بررسی این ویدیو گزارش کرد پسر ۲۴ ساله بشار اسد این ویدیو را در خیابان لوکس بولشایا اوردینکا در نزدیکی کاخ کرملین در مرکز مسکو ضبط کرده است.

حافظ بشار اسد، دو روز پیش از انتشار این ویدیو، پیام را در بت فوروارد تلگرام منتشر کرده و در آن درباره آخرین ماه‌های حضور بشار اسد در قدرت و وضعیت خانوادگی توضیح داده بود.

به گفته حافظ بشار، او برای تکمیل تز دکتری خود به مسکو سفر کرده بود و همراه با مادرش اسما که برای عمل پیوند استخوان بستری بود و خواهرش زین در پایتخت روسیه اقامت داشت.

حافظ بشار می‌گوید در ماه نوامبر به دمشق بازگشت و در کنار برادرش کریم و پدرش بود اما مادر و خواهرش همچنان در مسکو ماندند.

واکنش رسمی مشاور رهبر معظم انقلاب به مذاکره ایران و آمریکا

علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبری و مسئول پرونده‌ی هسته‌ای گفت: آنچه اهمیت دارد، این است که مذاکره باید در زمان و شرایط مناسب و از موضع قدرت و با هدف تأمین منافع ملی انجام شود، نه به‌عنوان راهی برای رفع مشکلات داخلی از طریق راه‌حل‌های مقطعی خارجی.

واکنش رسمی مشاور رهبر معظم انقلاب به مذاکره ایران و آمریکا
دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا اخیراً اعلام کرده که آماده ملاقات با رئیس‌جمهور ایران است. آیا این اظهارات را می‌توان به‌عنوان نشانه‌ای از آماده بودن آمریکا برای مذاکره تلقی کرد؟

علی شمخانی: این‌گونه اظهارات، در حالی مطرح می‌شود که هم‌زمان، کاخ سفید یک دستور اجرایی مفصل برای تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران صادر می‌کند. چنین تناقضی، نشان‌دهنده‌ی آن است که هدف، نه حل مسائل، بلکه پیشبرد همان راهبرد فشار حداکثری در پوشش دیپلماسی است. در واقع، این رفتار را نمی‌توان نشانه‌ای از آمادگی واقعی برای مذاکره دانست، بلکه باید آن را بخشی از همان سیاست سنتی آمریکا در قبال ایران ارزیابی کرد؛ سیاستی که بر مبنای اعمال فشار با ایجاد شرایط بحرانی و سپس پیشنهاد مذاکره از موضع قدرت طراحی شده است.
پس از نگاه شما، مذاکره در چنین شرایطی نمی‌تواند مسیر مؤثری برای حل مشکلات باشد؟

طرح‌های خیالی ترامپ درباره مذاکره با ایران
عقب نشینی آمریکا مقابل پرونده هسته ای ایران و ناراحتی شدید ایران اینترنشنال
علی شمخانی: به طور کلی سه پرسش اساسی در این زمینه مطرح است. نخست اینکه آیا مذاکره در شرایط کنونی امکان‌پذیر است؟ تجربه نشان داده که مذاکره تنها زمانی معنا دارد که دو طرف، اراده و ظرفیت لازم را برای دستیابی به توافقی پایدار که تامین کننده منافع طرفین باشد را داشته باشند. درحالی‌که آمریکا، هم‌زمان با طرح مذاکره، فشارهای اقتصادی را افزایش می‌دهد، این پیام روشنی دارد: مذاکره‌ای که مدنظر آنهاست، نه یک فرایند دیپلماتیک متوازن، بلکه ابزاری برای تحمیل اراده سیاسی خود است.

پرسش دوم این است که آیا هر مذاکره‌ای لزوماً به توافق منجر می‌شود؟ پاسخ روشن است: خیر. تاریخ روابط بین‌الملل، پر از نمونه‌هایی است که مذاکرات طولانی‌مدت، بی‌نتیجه مانده یا توافق‌های شکننده‌ای حاصل شده که در عمل کارایی نداشته است. نمونه اخیر آن توافقنامه برجام است که حتی پشتوانه قوی قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل را هم داشت اما آمریکا با بدعهدی از آن خارج شد و اروپا با بی عملی به تعهداتش در برجام عمل نکرد. رفتار خصمانه غربی‌ها در این حد هم متوقف نشد و در شرایطی که ازهیچ اقدامی برای جلوگیری از رسیدن ایران به حقوق قانونی‌اش فروگذار نکردند اکنون هم در سال آخر برجام تهدیداتی چون استفاده از مکانیزم ماشه و مواردی از این دست را مطرح می کنند.

سومین پرسش اساسی این است که آیا با فرض حصول توافق و متعهد ماندن طرفین توافق به تعهداتشان، مشکلات اقتصادی کشور که هدف اصلی ما در ورود به مذاکرات و رفع تحریم ها است به صورت کامل حل خواهد شد؟ بارها تأکید کرده‌ایم که مهمترین عامل در بهبود شرایط اقتصادی، سیاست‌های ملی و اعمال حکمرانی صحیح و موثر در این حوزه است و یک مسئله داخلی است. اگرچه سیاست خارجی و روابط اقتصادی بدون محدودیت با کشورهای دیگر در رونق اقتصادی نقش دارد اما شرط لازم برای بهبود وضعیت اقتصادی، لزوما به روابط خارجی گره نخورده و نیازمند اصلاحات ساختاری و بهبود حکمرانی اقتصادی است. حتی کشورهایی که توافق‌های متعدد و مفصلی با قدرتهای اقتصادی جهان داشته‌اند، اما به اصلاح زیر ساختهای اقتصاد ملی کم توجه بوده اند همچنان با بحران‌های اقتصادی مواجه‌اند. بنابراین، این تصور این که مذاکره به‌طور مستقیم و قطعی منجر به حل مشکلات اقتصادی خواهد شد، با واقعیات سازگار نیست.

پس از نگاه شما کلیدواژه مذاکره، توافق، حل مشکلات اقتصادی به‌عنوان یک زنجیره به هم پیوسته نمی‌تواند گزاره صحیحی برای پاسخگویی به نابسامانی های اقتصادی باشد؟
: همانگونه که توضیح دادم شرط لازم برای بهبود شرایط اقتصادی در کشور اعمال حکمرانی اقتصادی صحیح است. البته روابط و مناسبات خارجی می‌تواند به عنوان شرط کافی در این حوزه اثر گذار باشد اما این که بگوییم “مذاکره یعنی توافق و توافق یعنی حل مشکلات اقتصادی”، یک برداشت ساده‌انگارانه و غیرواقع‌بینانه از مشکلات کشور است. تجربه گذشته نشان داده که بت فوروارد حتی در صورت توافق، اگر زیرساخت‌های اقتصادی کشور اصلاح نشود، مشکلات همچنان پابرجا خواهند بود. بنابراین مجموعه ساختارهای کشور در گام اول باید با بهره گیری از ظرفیتهای ملی، برای اصلاح‌ و تقویت زیرساخت‌های اقتصاد ملی تلاش نمایند تا اگر روزی شرایطی فراهم شد که مذاکره‌ای انجام شود، این مذاکره از موضع قدرت و توانمندی داخلی باشد، نه از روی اضطرار.

سالهاست در کشور با دو نوع نگاه افراطی در روابط خارجی روبرو هستیم. یک سر این طیف، مخالفان مذاکره را “کاسبان تحریم” و در سر دیگر موافقان آن را “نوکران امپریالیسم و وطن فروش” می‌نامند. این نوع دوقطبی‌سازی چه تأثیری بر فضای تصمیم‌گیری دارد؟

علی شمخانی: متأسفانه این نوع نگاه‌های افراطی، مسیر تحلیل‌های واقع‌بینانه را مخدوش می‌کند. مسائل کلان کشور را نمی‌توان در چارچوب دوگانه‌های موافق و مخالف مذاکره یا کاسب تحریم و سازش‌طلب تحلیل کرد. آنچه اهمیت دارد، این است که مذاکره باید در زمان و شرایط مناسب و از موضع قدرت و با هدف تأمین منافع ملی انجام شود، نه به‌عنوان راهی برای رفع مشکلات داخلی از طریق راه‌حل‌های مقطعی خارجی.

راه‌حل اساسی، تمرکز بر تقویت بنیان‌های داخلی، اصلاح ساختارهای اقتصادی و کاهش وابستگی به متغیرهای خارجی است. اگر این اقدامات انجام شود، در صورت فراهم شدن شرایط برای مذاکره، کشور با اقتدار وارد این عرصه خواهد شد. در غیر این صورت، امید بستن به مذاکرات، صرفاً اتلاف وقت و گرفتار شدن در یک سراب خواهد بود که هرچه به آن نزدیک‌تر شویم، آشکارتر می‌شود که چیزی جز یک خیال واهی نیست.

با توجه به مسئولیت شما در پرونده‌ی هسته‌ای و محوریت این موضوع در هرگونه مذاکره با طرف‌های غربی، چشم انداز گفتگوها در این موضوع را چگونه میبینید؟

شمخانی: من ترجیح می دهم به جای استفاده از لفظ “پرونده هسته ای” از عبارت” پرونده رفع تحریم ها” استفاده کنم. ما در مورد موضوعات هسته ای سالها مذاکره کردیم و به موافقتنامه برجام رسیدیم. ایران بر اساس گزارش‌های متعدد آژانس بین المللی انرژی اتمی تا یک سال پس از خروج آمریکا از برجام به همه تعهداتش در حوزه هسته ای عمل کرد اما طرفهای غربی با بدعهدی و بی تعهدی از انجام تعهداتشان سر باز زدند بنابراین طرف بدهکار، غربی‌ها هستند که باید تحریم ها را لغو کنند. از این رو در صورت مهیا شدن شرایط مذاکره، هدف ایران از هرگونه گفتگوی احتمالی، رفع تحریمها و وادارسازی طرف مقابل به اجرای تعهداتشان است.

پس شما معتقدید که مذاکره باید انجام شود اما با تمرکز بر رفع تحریم ها؟

ما هیچوقت میز مذاکرات را ترک نکرده ایم. اما وقتی رئیس جمهور کشوری که به صورت غیر قانونی از برجام خارج شده و با زیر پا گذاشتن همه تعهدات خود تحریم های یکجانبه علیه ایران اعمال کرده و همه ظرفیتهای خود را برای وادار سازی کشورهای دیگر به تبعیت از تحریم های یکجانبه فعال کرده، از مذاکره حرف می زند، کدام فرد عاقلی می تواند حسن نیت او را باور کند.

رفتار ترامپ شبیه فردی است که دستش را روی ماشه تیربار با خزانه پر و آماده شلیک گذاشته و شما را با لبخند به گفتگو و تعامل دعوت می کند. آیا می شود با آن سابقه منفی و این رفتار قلدر مآبانه به او اعتماد کرد؟

ماقبل با ۱+۵ و۱+۴ با روش‌های مختلف مذاکره کردیم و زیر هیچیک از تعهداتمان نزدیم. در حال حاضر هم با اروپایی‌ها گفتگوهایی را دنبال می کنیم .اما من چشم انداز پرونده رفع تحریم ها را با توجه به رفتار سیاسی و زیاده طلبانه طرفهای غربی، رو به جلو نمیبینم.مگر اینکه رویکرد طرف مقابل منطقی، محترمانه و سازنده شود.

بزرگ‌ترین هدیه نا خواسته ترامپ به ایران

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:
طرح ترامپ برای غزه، بسیاری را در آمریکا شوکه کرده است؛ «توماس فریدمن» آن را «احمقانه» توصیف کرده و به نفع نفوذ ایران در غرب آسیا می‌داند.

فارس| توماس فریدمن، نویسنده‌ برجسته‌ی آمریکایی نویسنده برجسته آمریکایی، نوشت که طرح ترامپ برای تسلط بر غزه، به شدت «خطرناک» و «احمقانه» است. او تأکید کرد که بیرون راندن دو میلیون فلسطینی از غزه و تبدیل این منطقه‌ ساحلی صحرایی، به چیزی شبیه یک استراحتگاه گردشگری، تنها یک چیز را ثابت می‌کند: «فاصله‌ میان تفکر خارج از چارچوب (خلاقیت) و تفکر غیر عقلانی (حماقت) چقدر کوتاه است».


این نویسنده یهودی سرشناس آمریکایی فراتر از این رفت و گفت: «می‌توانم با اطمینان کامل بگویم که پیشنهاد ترامپ خطرناک‌ترین و احمقانه‌ترین "ابتکار صلحی" است که تاکنون از سوی یک رئیس‌جمهور آمریکایی ارائه شده است».

فریدمن پیش‌بینی کرد که طرح ترامپ واکنش‌های خشونت‌آمیزی علیه سفارت‌های ایالات متحده و منافع آن در جهان عرب و اسلام برانگیزد.
او هشدار داد که مسلمانان در اروپا، غرب آسیا و آسیا برای مقاومت در برابر آواره کردن فلسطینیان از سرزمینشان به خیابان‌ها خواهند آمد.او تأکید کرد که این طرح «بزرگ‌ترین هدیه» ترامپ به ایران خواهد بود، زیرا باعث می‌شود ایران با شرمسار کردن تمام حکومت‌های عربی طرفدار آمریکا، نفوذ خود را در منطقه بازیابد.فریدمن همچنین نوشت که علاوه بر این، شرکت‌های آمریکایی مانند «مک‌دونالدز» و «استارباکس» که پیش‌تر به دلیل حمایت تسلیحاتی آمریکا از اسرائیل در جنگ غزه با تحریم‌هایی مواجه شده بودند ضربه‌ی بزرگی خواهند خورد.
به نظر فریدمن، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات تیم ترامپ این است که به خاورمیانه از دریچه‌ی «راست‌گرایان افراطی اسرائیل و مسیحیان انجیلی» می‌نگرد و تمام دانسته‌هایش درباره‌ی جهان عرب محدود به «جامعه‌ سرمایه‌گذاران در خلیج فارس» است.

فریدمن اما مطمئن نیست که بزرگ‌ترین تهدید در کجاست: «آیا مشکل اصلی در این است که طرح ترامپ به‌طور مداوم تغییر می‌کند و ثبات ندارد؟».

این یعنی ترامپ برنامه‌ای مشخص و پایدار ندارد و هر روز ممکن است تصمیم جدیدی بگیرد. چنین بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری، به‌ویژه در موضوعی حساس مانند غزه، می‌تواند خطرناک باشد.یا مشکل در این است که تیم ترامپ و اعضای دولتش بدون هیچ‌گونه بررسی و آگاهی، به سرعت با این طرح موافقت کرده‌اند؟

فریدمن اشاره می‌کند که تقریباً هیچ‌یک از مقامات دولت از جزئیات این طرح اطلاع نداشتند، اما بلافاصله آن را پذیرفتند. او سپس با کنایه به اطرافیان ترامپ، آن‌ها «مجموعه‌ای از عروسک‌هایی که مدام سر تکان می‌دهند» توصیف کرد.خطر ترامپ برای آمریکافریدمن تأکید کرد که این طرح صرفاً درباره‌ی خاورمیانه نیست، بلکه نمونه‌ای کوچک از چالشی است که ایالات متحده آمریکا هم‌اکنون به‌عنوان یک کشور با آن روبه‌روست.

او نوشت که ترامپ در دوره‌ی نخست ریاست‌جمهوری‌اش با دستیاران، وزرا و ژنرال‌هایی احاطه شده بود که در بسیاری از مواقع بدترین اشتباهات او را مهار کرده و جلویشان را گرفته بودند.اما اکنون به گفته‌ی فریدمن دونالد ترامپ با دستیاران، وزرا و اعضای کنگره احاطه شده است که از خشم او می‌هراسند یا نگران بت فوروارد آن هستند که «اوباش» فضای مجازی که متحد میلیاردر او، ایلان ماسک آزادشان می‌کند، آن‌ها را هدف حمله قرار دهند.فریدمن نوشت که این شرایط، نسخه‌ای برای هرج‌ومرج در داخل و خارج از آمریکا است.

او ترامپ را بیشتر به یک رئیس مافیا شبیه دانست تا یک رئیس‌جمهور و نوشت که این امر در درخواست‌های او برای الحاق جزیره‌ی گرینلندِ دانمارک، تصاحب کانال پاناما و اشغال نوار غزه و آواره کردن ساکنانش به مصر و اردن نمود یافته است. فریدمن با تمسخر ایده‌های اخیر ترامپ نوشت که این طرح‌ها شاید در فیلم‌ها موفق شوند، اما در واقعیت، تلاش دولت او برای وادار کردن اردن، مصر یا هر کشور عربی دیگری به پذیرش فلسطینیان ساکن غزه و واداشتن ارتش اسرائیل به بازداشت و انتقال آن‌ها به این کشورها، تعادل جمعیتی در اردن را بین ساکنان کرانه‌ی شرقی و فلسطینیان بر هم می‌زند و ثبات مصر و اسرائیل را به طور هم‌زمان تضعیف می‌کند.

خبر آمد، خبری در راه است

آلوین تافلر، استراتژیست‌ معروف آمریکایی، اعتراف می‌کند؛ «بازی قدرت جهانی در دهه‌های آینده‌ای که پیش ‌روی داریم، بدون در نظر گرفتن قدرت روزافزون اسلام قابل درک نیست».

به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

۱- بیست و چند سال قبل بود که تصمیم گرفتیم همه پنجشنبه‌ها به یاد مراد غایبمان حضرت بقیةالله‌الاعظم -ارواحنا له الفداء- ستون ثابتی در کیهان داشته باشیم. در پی این تصمیم ستون سمت راست صفحه ۳ کیهان پنجشنبه را به درج نکته‌ها و سروده شاعران قدیم و معاصر درباره حضرتش اختصاص دادیم. نام ستون را «چشم به راه سپیده» نهادیم و به لطف خدای مهربان از آن هنگام تاکنون بی‌وقفه ادامه داشته است. نگارنده بر تارک ستون، خطاب به مولای بزرگوارمان نکته کوتاهی نگاشته بودم‌، که برای چند سال پیاپی، در صدر ستون جای داشت و امروز در یادداشت پیش‌روی به آن اشاره می‌کنیم. بخوانید!

۲- تو را غایب نامیده‌اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی. «غیبت» به معنای «حاضر نبودن»، تهمت ناروایی است که به تو زده‌اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی‌دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می‌خوانند، ظهورت را از خدا می‌طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می‌شوی، همه انگشت حیرت به دندان می‌گزند و با تعجب می‌گویند که تو را پیش از این هم دیده‌اند. و راست می‌گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی، نام تو که به میان می‌آید، صاحبدلان «دل» از دست می‌دهند و قرار ازکف می‌نهند و قافله دل‌های بی‌قرار روی به قبله می‌کنند و آمدنت را به انتظار می‌نشینند...

۳- اواخر سال ۱۳۵۵ بود. در بند ۴ و۵ و ۶ زندان قصر که مخصوص زندانیان سیاسی با محکومیت‌های سنگین بود، زندانی بودم. آن روزها سایه شوم رژیم آمریکایی شاه، آسمان ایران اسلامی را سیاه کرده بود. هر صدای مخالفی اگر به گوش حرامیان میرسید، در گلو خفه میشد. زندانیان سیاسی که محکومیت‌های بلندمدت داشتند هر از چند گاه میان دو زندان قصر و اوین جابه‌جا میشدند.

سخن درباره خاطره‌ای از مرحوم حاج حبیب‌الله عسگراولادی است که در زندان اوین دوران محکومیت خود را سپری میکرد. مرحوم عسگراولادی را در نوجوانی دیده بودم آنچه از قول حضرت امام نقل می‌کرد، تکان دهنده، اما روح‌نواز بود. باید آن روزهای سیاه را دیده باشی تا بتوانی نقش خاطره‌ای را که مرحوم عسگراولادی نقل میکرد، بر لوح دل خود احساس کنی... خاطره، مربوط به دیدار آن مرحوم با حضرت امام(ره) بود.

در فاصله میان آزادی امام- رضوان‌الله تعالی علیه- از زندان و تبعید آن حضرت به ترکیه و سپس عراق... برای گزارش برخی از رخدادهای ناگوار و کسب تکلیف به قم رفته بود... ماجرای آن دیدار را، بعدها- بهمن‌ماه ۱۳۸۷- در مقدمه یکی از یادداشت‌های کیهان آورده بودم... «با عجله آمده بود و سراسیمه، دغدغه جان او را داشت و پاسخی برای این پرسش خود و دوستانش میخواست، وظیفه ما چیست؟... اهل سخن بود و چندین‌بار هم آنچه را میخواست بگوید، تمرین کرده بود اما وقتی او را دید زبانش بند آمده بود. محو عظمت توأم با وقار و صلابت آمیخته به مهربانی او شده بود. به جای او، خمینی(ره) سخن آغاز کرد؛ «شما را چه میشود آقای عسگراولادی؟ چه سعادتی بالاتر از این که خون انسان در راه خدا ریخته شود... پس شما نمیدانید که بت فوروارد قرار است به کجا برویم؟ باید برایتان بگویم... امشب میگویم...» برایش عجیب بود. امام(ره) بیآنکه او سخنی گفته باشد، درباره موضوعی سخن میگفت که عسگراولادی به همان منظور آمده بود. چند ماه قبل از آن روز، شاه به قم رفته بود ولی هیچیک از روحانیون مطرح و سرشناس به استقبال او نرفته بودند. وقتی شاه به محل استقرار خود رسیده بود، علت را جویا شده و متوجه شده بود.

امام خمینی(ره) استقبال روحانیت از شاه را تحریم کرده بود. شاه که به شدت عصبانی بود، گفته می‌شد در بازگشت به تهران دستور تهیه کیفرخواست علیه امام(ره) و محاکمه صحرایی! او را صادر کرده بود. آقای عسگراولادی بعد از اطلاع از خبر، به نمایندگی از همرزمانش نزد امام(ره) رفته بود تا از یکسو این خبر را به امام(ره) برساند و از سوی دیگر درباره تکلیف خود و سایر مردم از ایشان سؤال کند. ولی امام(ره) پیش از طرح موضوع به آن پاسخ داده بود.

امام راحل(ره) در ادامه همان ملاقات به آقای عسگراولادی گفته بودند؛ «تصور نکنید که مبارزه ما یکسال و دو سال و سه سال طول میکشد، به دوستانی که حوصله این مبارزه طولانی را ندارند، بگوئید کنار بکشند. این مبارزه چند دهه ادامه خواهد داشت... مبارزه ما محدود به جلوگیری از تصویب یک قانون، تغییر یک وزیر و یا تغییر یک دولت نیست، مبارزه ما برای فراهم آوردن زمینه ظهور حضرت‌بقیه‌الله -ارواحنا له الفداء- است. ازهم‌اکنون به شما بگویم که نهضت ‌ما سه مرحله در پیش دارد. مرحله اول، اسلامی کردن ایران ‌است. بعد از نجات کشورمان، از آن به عنوان یک پایگاه برای نجات سایر کشورهای مسلمان استفاده میکنیم و این، یعنی اسلامی شدن بقیه کشورهای مسلمان‌که مرحله دوم نهضت ماست... و مرحله سوم این مبارزه، گسترش الگوی حکومتی اسلام به همه جهان است. در این مرحله و هنگامی که همه ملت‌ها با الگوی عدالت‌گستر و خداجوی اسلام ناب آشنا شدند میتوانیم به حضرت بقیه‌الله - ارواحنا لتراب مقدمه‌ الفداء- عرض کنیم که جهان برای تشریف‌فرمایی و قیام شما آماده است...».

۴- هنری کیسینجر، مشاور رئیس‌جمهور آمریکا در دهه ۷۰ میلادی می‌گوید؛‌ «‌آیت‌الله خمینی، غرب را با بحران جدی برنامه‌ریزی مواجه کرد، تصمیمات او آن‌چنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه‌ریزی را از سیاستمداران و نظریه‌پردازان می‌گرفت... هیچ‌کس نمی‌توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیارهای دیگری غیر از معیارهای شناخته‌شده در دنیای امروز سخن می‌گفت و عمل می‌کرد. گویی از جای دیگری الهام می‌گرفت، دشمنی آیت‌الله خمینی با غرب، برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص‌نیت داشت».

۵- شبکه اول تلویزیون «بی‌بی‌سی- B‪.‬B.C‪.‬ WORLD» در مجموعه مستندی با عنوان «قرن‌دوم» که به بررسی رخدادهای احتمالی قرن بیست و یکم اختصاص داشت، به رهبران سیاسی غرب هشدار می‌دهد؛ «آنچه در ایران در سال ۱۹۷۹- بهمن‌ماه ۱۳۵۷- اتفاق افتاد، نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای تمام ادیان جهانی یک نقطه عطف است. نقطه عطفی که از بازگشت توده‌های میلیونی مردم در سراسر دنیا به اصولگرایی مذهبی خبر می‌دهد... در سراسر جهان، پیروان ادیان مختلف نظیر مسیحیت، یهودیت، بودیسم و هندوها به اصولگرایی مذهبی روی آورده‌اند، حتی در ترکیه نیز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود، امروزه روند بازگشت به اصول اسلامی سرعت گرفته است».‬‬

۶- آلوین تافلر، استراتژیست‌ معروف آمریکایی و از شخصیت‌های سیاسی نزدیک به کاخ ‌سفید، اعتراف می‌کند؛ «بازی قدرت جهانی در دهه‌های آینده‌ای که پیش ‌روی داریم، بدون در نظر گرفتن قدرت روزافزون اسلام قابل درک نیست».

۷- این سخن از رهبر معظم انقلاب را بخوانید! «امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است. دوران جدیدی در همه‌ عالم دارد آغاز می‌شود. نشانه‌ بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خدای متعال و استمداد از قدرت لایزال الهی و تکیه‌ به وحی. بشریت از مکاتب و ایدئولوژی‌های مادی عبور کرده است».

۸- حالا در این کلام حضرت امام -رضوان‌الله تعالی‌علیه-‌ دقت کنید: «ما، الان در موقعیت حساسی هستیم که به نظر من، حساس‌ترین نقطه تاریخ است... گویی جهان مهیا می‌شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان».

خدای مهربان مرحوم محمدرضا آغاسی، شاعر انقلابی را با اولیاء‌الله محشور فرماید. این نوشته را با اشاره به سروده‌ای از آن مرحوم به پایان می‌بریم، آنجا که می‌سراید:

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید